- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
- اقتصاد کلان , کار و تعاون
- کد خبر 126382
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
true
true
true
false
true
true
true
true
سایز متن /
true
اقتصادطلایی :ایران از نظر ذخایر انرژی جزو کشورهای ثروتمند است، اما در عمل با ناترازی انرژی روبهروست. مصرف برق، گاز و بنزین در سالهای اخیر بیش از توان تولید رشد کرده و به محدودیتهای فصلی، خاموشیها و کاهش ماندهی تولید صنعتی انجامیده است. به گزارش مسئولان و تحلیلگران، بیش از ۷۰ درصد انرژی کشور از گاز طبیعی تأمین میشود و بیشتر نیروگاهها نیز حرارتی و گازسوزند. بنابراین کمبود گاز در زمستان به کمبود برق در تابستان سرایت میکند و هر دو به همدیگر متصلاند. آب هم حلقه دیگر این زنجیره است: تامین و انتقال آب انرژیبر است و کمبود آب، همزمان بر کشاورزی، صنعت و زندگی شهری فشار میآورد.
برآوردهایی که در گزارشها و روزنامهها منتشر شده، خسارت و عدمالنفع ناشی از ناترازی انرژی را سالانه حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار میدانند. این عدد تخمینی است و با روش محاسبه و قیمتگذاری تغییر میکند، اما در کلیت نشان میدهد با مسئلهای بزرگ سروکار داریم نه یک مشکل جزئی.
صرفهجویی چه آوردهای دارد؟
صرفهجویی را میتوان از چند زاویه سنجید:
۱. آزادشدن منابع. هر متر مکعب گاز یا کیلوواتساعت برقی که در خانه و اداره هدر نرود، میتواند به صنعت، پتروشیمی یا صادرات اختصاص یابد. ارزش اقتصادی گاز و برق در تولید بهمراتب بیشتر از مبلغی است که مصرفکننده خانگی پرداخت میکند؛ اگر کمبود گاز مجبور به قطع جریان پتروشیمی و فولاد شود، همین تفاوت در قالب اشتغال و تولید از دست میرود.
۲. کاهش هزینه سرمایهگذاری. اگر مصرف اوج کم شود، کشور مجبور نیست برای چند ساعت پیک تابستان، نیروگاه جدید بسازد. یک مگاوات صرفهجویی بهمراتب ارزانتر از یک مگاوات ظرفیت جدید است. این منطق برای شبکه گاز و انتقال آب هم صدق میکند.
۳. کاهش بار یارانهها. قیمت انرژی در کشور بهشدت پایینتر از هزینه واقعی است و مابهالتفاوت را دولت تحمل میکند. هر کاهش مصرف، بخشی از این هزینه را به بودجه برمیگرداند و میتواند از کسری و تورم ناشی از خلق پول بکاهد.
۴. افزایش صادرات و درآمد ارزی. گاز و برق مصرفنشده میتواند به صورت خام یا فرآورده صادر شود یا سوخت مایع مصرفی نیروگاهها را آزاد کند.
نگاهی به ارقام و عدالت مصرف
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد سهم دهکهای بالا از یارانه انرژی بهمراتب بیشتر است: دهک دهم چندین برابر بیشتر از گاز و برق و از بنزین بهره میبرند. نتیجه این است که صرفهجویی در مصرفهای پرحجم (کولر، استخر، اسراف در شهرها و شرکتها) هم کارآمدتر و هم عادلانهتر است؛ چرا که بار اصلی اصلاح روی دوش کسانی قرار میگیرد که بیشترین مصرف و منفعت را دارند، نه کسانی که با همین مصرف حداقلی میگذرانند.
در بخش صنعت و نیروگاهها نیز شدت انرژی کشور بالاست. به عبارت ساده، برای تولید یک واحد کالا انرژی بیشتری مصرف میشود. بهینهسازی در این بخشها (بازیافت حچرارت، نوسازی نیروگاههای فرسوده، کاهش تلفات شبکه) ممکن است از سهم رفتار خانوارها نیز اهمیت بیشتری داشته باشد. اینجا باید با احتیاط صحبت کرد: ارقام دقیق صرفهجویی در هر بخش به مطالعههای موردی و آمار رسمی وزارتخانهها نیاز دارد و همه برآوردها قطعی نیستند. اما جهت کلی مشخص است: کاهش حتی ۱۰ تا ۲۰ درصد از مصرف در اوج میتواند شکاف قابلتوجهی را بپوشاند.
تاثیر بر اقتصاد کلان
از دید کلان، صرفهجویی انرژی چند اثر متقابل دارد:
کاهش کسری بودجه: هزینه جبران ناترازی از مسیر واردات سوخت، تعمیرات و ایجاد ظرفیت کم میشود.
ثبات تولید: خاموشی برق و قطع گاز همان مالیات نامرئی است که بر تولیدکننده وارد میشود. مصرف کمتر یعنی قطعی کمتر و برنامهریزی بهتر.
امنیت آبی و غذایی: کاهش مصرف آب در کشاورزی و شهر، به مانداری منابع و امنیت غذایی کمک میکند.
مزیت در شرایط تحریم: وقتی دسترسی به تکنولوژی و سرمایه خارجی محدود است، هر واحد انرژی صرفهشده، ارزش بیشتری دارد؛ چون جایگزینی برای آن هم دشوارتر و هم گرانتر است.
کاهش آلایندگی: مصرف کمتر سوخت فسیل، هزینههای بهداشتی و زیستمحیطی را هم کم میکند.
ملاحظات و محدودیتها
صرفهجویی خودبهخود معجزه نمیکند. توصیه و تبلیغ بدون مشوق قیمتی و سازوکار اجرایی تاثیر محدودی دارد؛ مصرفکنندهای که هزینه انرژی او ناچیز است، انگیزه کمی برای صرفهجویی دارد. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان میگویند بدون اصلاح قیمت و تعرفههای پلکانی و نیز حمایت از قشر کمدرآمد، صرفهجویی پایدار شکل نمیگیرد. در مقابل، منتقدان افزایش قیمت نگران فشار تورمی بر خانوارها و تولیدکنندگاناند و تاکید میکنند که همزمان باید بهرهوری افزایش یابد، هزینه مصرف با محافظت از دهکهای پایین جبران شود و سرمایهگذاری روی تجدیدپذیرها و نوسازی شبکه هم انجام گیرد. اینجا اختلافنظر واقعی وجود دارد و از هر دو سو
نکات قابلتاملی مطرح میشود.
جمعبندی
صرفهجویی در برق، آب و گاز نه یک توصیه اخلاقی در سطح خانوار، بلکه یک ابزار اقتصادی برای کاهش هزینههای سنگین ناترازی، حفظ منابع و افزایش ثبات تولید است. برآوردهای منتشرشده از خسارت سالانه چندین میلیارد دلاری نشان میدهد عرصه به اندازهای بزرگ است که صرف تشویق کردن مردم کافی نیست. بهترین رویکرد ترکیبی است: مشوق و قیمت هوشمند، اصلاح مصرف در صنعت و دولت، حمایت از دهکهای کمدرآمد و فرهنگسازی عمومی. همانطور که اشاره شدو بدون شک با همکاری مردم می نوان امور کشور را بهتر مدیریت کرد.
تهیه کننده :سرهنگ علی صباحی فرد
معاون اجتماعی پلیس امنیت اقتصادی فراجا
true
true
https://eghtesadtalaei.ir/fa/?p=126382
true
true















